تبليغاتX
تجلی - روز عطار
مجسمه عطار نيشابوري

هر برداشت جزمي و مطلق را دور بيندازيد. از قطعي‌ترين كتاب‌ها و انديشه‌ها هم انسان مي‌تواند آنچه را كه دوست دارد، برداشت كند. حالا اگر حول آدمي مثل عطار كه سراسر زندگيش در هاله‌اي از ابهام است، اين همه تقدس عرفان مآبانه و انديشه حق باورانه پديد آورده‌‌اند، هر كسي از ظن خود مي‌تواند يارش شود. نام او در كنار سنايي و مولانا بر تارك شعر عرفاني مي‌درخشد. با اين حال نه شادكامي و مخاطب مولانا را داردكه او را به شوريدگي بكشاند و نه عصيان و جنون سنايي را دارد كه پابرهنه جهان را درنوردد و شهروند هيچ جايي نباشد. عطار اهل سكوت است. شعرش را براي خودش زمزمه مي‌كند و چشمانش را مي‌بندد و در تاريكي از سكوت و انديشه خود لذت مي‌برد. او پس از منطق الطير، مصيبت نامه را به عنوان آخرين اثرش خلق مي‌كند. ظاهرا قرار بوده كه پس از اين يك اثر ديگر بيافريند و پس از آن، چنان‌كه رسم عرفا بوده در سكوت مطلق فرو رود و همه آثارش را بسوزاند.اما مغول‌ها در يورش وحشيانه به نيشابور و به آتش كشيدن اين شهر، عطار را هم كشتند. و همين تاريخ هم نسبي است.

: لينك‌هاي مرتبط

دو غزل از عطار

ديوان اشعار و منطق الطير در اينترنت

زندگي عطار در بين افسانه‌هاي تذكره‌نويسان

عطارشناسي در ايران و غرب

جدال اديبان و فيلسوفان بر سر عطار

سكوت عطار

گزارش تصويري رونمايي تصحيحات جديد شفيعي كدكني از آثار عطار

 

+ یکشنبه 25 فروردین1387 در ساعت 13:16 |